تارنمای فهادان

(أخ)

وَ أما الهَمزَة وَ الخاء فأصلان: [أحدهما] تَأوُّه أو تَكرُّه، وَ الأصلُ الآخَر طَعامٌ بِعَينِهِ. قالَ ابنُ دُرَيد: أَخِ[1] كَلِمَةٌ تُقالُ عِندَ التَأوُّه، وَ أحسَبُها مُحدَثة. وَ يُقالُ إنَّ‏ أخِّ‏، كَلِمَةٌ تُقالُ عِندَ التَّكَرُّهِ لِلشَّئ.

وَ أنشَدَ:

وَ كانَ وَصْلُ الغانياتِ ‏أخَّا[2]

وَ كانَت دَخْتَنُوس بِنتُ لَقيطٍ، عِندَ عَمرو بنِ عَمرو بنِ عُدُس، وَ هُوَ شَيخٌ كَبير، فَوَضَعَ رأسَه فِى حِجرِها فَنَفَخَ كَما يَنفِخُ النّائِم، فَقالَ:‏ أخِ‏! فَقالَت: أخِّ وَ اللَّهِ مِنكَ! وَ ذلِكَ بِسَمْعِه، فَفَتَحَ عَينَيهِ وَ طَلَّقَها، فَتَزَوَّجَها عَمرِو بنِ مَعبِد بنِ زُرارَة، وَ أغارَت عَلَيهم خَيلٌ لِبَكرِ بنِ وائل فَأخَذُوها فيمَن أُخِذَ، فَرَكِبَ الحَىُّ وَ لَحِق عمرُو بنُ عمرٍو فَطاعَنَ دُونَها حَتّی أخَذَها، وَ قالَ وَ هُوَ راجِعٌ بِها:

أىَّ زَوْجَيكِ رأيتِ خَيْرَا *** أألعظيمُ فَيْشةً و أيرَا

أمِ الذى يأتِى الكُماةَ سَيْرَا

فَقالَت: ذاكَ فِى ذاك، وَ هذا فى هذا. و الأَخيخة: دقيقٌ يصبُّ عليه ماءٌ فيُبرَق بزيتٍ أو سمن و يُشْرَب‏[3] قال:

تجَشُّؤَ الشيخِ عن ‏الأخِيخهْ‏

نکته: جهت دانلود نسخه PDF شده جزوه به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 



موضوعات:شرح مقائیس اللغه ,

علوم‌ غريبه

وجه‌تسميه: به علومي که قابل دسترسي و تحصيل براي همگان نيستند و نزد اکثريت مردم غريب و ناآشنا به نظر مي‌رسند را علوم غريبه مي‌نامند که اگر بخواهيم فهرست‌وار از اين علوم ياد کنيم حدوداً 32 مورد خواهد‌ شد. 

  1. جفر يا علم‌الحروف: استخراج جواب از متن سؤال با محاسبات رياضي.
  2. علم رمل: استخراج و کشف مجهولات از طريق رسم‌نقطه و خط و يا قرار‌دادن سنگ‌ريزه و چوب[1] و يا از طريق آلت برنجي رمل، که داراي چهار مهره مي‌باشد و چرخان هستند.
  3. علم اعداد
  4. اوفــــاق
  5. خواص اسماءالحسني
  6. خواص آيات و صور قرآنيه
  7. خواص ادعيه و احراز
  8. خواص اوراد و اذکار
  9. خواص تعويض و رقيه
  10. خواص حروف‌الفباء و جمل و أشکال[2]
  11. تفأل و استخاره: استخاره براي تشخيص خير و شر امور است اما تفأل براي استخراج مجهولات استفاده مي‌شود.
  12. فال و طيره
  13. کيميا[3]: تبديل فلزات به اشياء ارزان قيمت به فلزات و اشياء گران‌قيمت. مثل تبديل شيشه به الماس يا مس به طلا و روي به نقره.
  14. ليميا: طلسمات يا خواص‌الاشياء طبيعي
  15. هيميا: تسخيرات جن و روح

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در اصطلاح حدیث شناسان، خبر یا حدیثی که راویان زیادی آن رانقل کرده باشند حدیث مشهور نامیده می شود[1] امّا گاهی برخی تعابیر، بدون هیچ سندی که اثبات کند از ناحیه معصومی (علیهم السلام) صادر شده است به عنوان حدیث، نزد توده مردم، شهرت پیدا می کند.

ما در این نوشتار در صدد آنیم تا عبارت مشهور «إنَّ الحَیاةَ عَقیدَةٌ و جِهادٌ» را نقد کرده و بیان کنیم این عبارت، تنها یک شعر است و اصلاً در هیچ یک از کتب روایی ما، ثبت و ضبط نشده است؛ لذا انتساب این عبارت، به امام حسین علیه السلام، نسبت دروغ دادن به ایشان و خداوند متعال است. و در آخر این سیاهه، مِن باب مؤیّد، مفهوم و مدلول این عبارت، را نیز نقد خواهیم کرد . لازم به بیان است این نوشتار، شرح و بیانِ نوشتار موجَزِ شهید مطهّری رضوان الله تعالی علیه، در کتاب انسان کامل است.

رسول مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله و به تَبَع ایشان ائمه معصومین علیهم السلام، هرگز سخنی را از خود، بیان نکرده اند بلکه دائماً بلندگو و سخنگویی برای اظهارِ خواست و مشیّت الهی بوده اند. در آیه سه و چهار سوره نجم، خداوند در وصف نبی مکرم اسلام، حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله می فرماید:


پنجمین جلسه عرفان اسلامی

درجات منزل تهذیب؟!

متن خواجه عبدالله انصاری:

وَ هُوَ عَلى ثَلاثُ دَرَجاتٍ:

توضیح و ضرح عبارات خواجه عبدالله انصاری:

منزل تهذیب، دارای سه درجه است:

  1. تهذيب الخدمت
  2. تهذيب الحال
  3. تهذيب القصد

ان شاء الله به مرور، پیرامون هر سه درجه، به طور مفصّل شرح و بسط داده خواهد شد امّا در ارتباط با کلمه تهذیب، باید گفت این کلمه با واژه تذهیب اشتقاق کبیر[1] دارد، تهذیب به معنای زدودن زوائدِ مضر است که نتیجه آن تذهیب و طلا اندود کردن می باشد به بیان ساده تر، تهذیب نفس در هر یک از درجات سه گانه، موجبِ زیور و قیمتی شدن آن درجه می گردد. مثلاً تهذیب الخدمة، یعنی دور کردن آفت از اعمال حسنه و خدمات سالِک، که اگر چنین شود آن عمل، قیمتی شده و خریدار پیدا می کند و پسند یار می گردد ولی اگر عمل، از آن آفات، زدوده نشود نه تنها آن عمل، قیمت و بهایی نخواهد داشت بلکه چه بسا منجر به خیانت و زحمت نیز می گردد.

تهذیب الحال نیز چنین است یعنی شناسایی حالات درونی مضرّ برای سعادت انسان که در صورت قلع و قمع آن ها، حالات درونی انسان ارزشمند می گردد همچنین تهذیب القصد به معنای رعایت کردن اموری می باشد که باعث می شود نیّت و قصد انسان رفعت پیدا کرده و طلا اندود شود.



موضوعات:شرح منازل السائرین ,

چهارمین جلسه عرفان اسلامی

ارتباط منزل تهذیب با منازل بدایات و ریاضت؟!

متن خواجه عبدالله انصاری:

التهذيب، محنة أهل البدايات.

شرح متـــــن:

منزل تهذیب، با نهمین منزل سیر و سلوک، یعنی «مقام ریاضت» تناسب زیادی دارد. خواجه عبدالله، رضوان الله تعالی علیه، منزل تهذیب را مِحنت اهل بدایات دانسته است.

معنای لغوی محنت:

مِحنت در لغت به معنای چیزی است که انسان به وسیله او اختبار و آزمایش می شود؛ ابن منظور در کتاب لسان العرب، محنت را این گونه معنا کرده است: "المِحْنة: واحدة المِحَنِ، التي يُمتَحَنُ بها الإِنسانُ من بلية، نستجير بكرم الله منها"؛ محنت، آن چیزیست که انسان با آن امتحان و ارزیابی می شود.



موضوعات:شرح منازل السائرین ,

سومین جلسه عرفان اسلامی

رابطه سخن حضرت ابراهیم علیه السلام با تهذیب نفس؟!

25) باب التهذيب‏: قالَ اللهُ عَزّ وَ جَلّ: فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.[1]

خواجه عبدالله انصاری رضوان الله تعالی علیه، در ابتداء بیست و پنجمین منزل سیر و سلوک، به آیه 76 سوره انعام مُتمسّک شده است.

اینکه چرا خواجه در آغاز منزل «التهذیب» به این آیه استشهاد نموده است محل بحث و گفتگوهای فراوانی میان شرّاح و مفسرین کتاب منازل السائرین قرار گرفته است با وجود آنکه می توانست به آیاتی که به حسب ظاهر صراحت بیشتری با بحث تهذیب نفس دارند استشهاد نماید مثلاً علی الظاهر آیه  9 و 10 سوره شمس، تناسب بیشتری با موضوع بحث دارد آنجا که خداوند می فرماید: "قَد أفلَحَ مَن زَکّـیها، وَ قَد خابَ مَن دَسّــها" زیرا در این آیات بحث از رستگاری و محرومیّت است خداوند می فرماید: "کسی که نفس خویش را تزکیه کرد رستگار و کسی که نفس خود را با گناه آلوده کرد محروم می شود."



موضوعات:شرح منازل السائرین ,

دومین جلسه عرفان اسلامی

عشق حقیقی و عشق مَجازی

25) باب التهذيب‏: قالَ اللهُ عَزّ وَ جَلّ: فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ.[1]

انسانی با فطرت سلیم، رابطه عاشقانه با فانی برقرار نمی کند چون فانی، عَلَی رغمِ نورانیّت مقطعی و حیات و کمال عاریتی، در واقع مُرده و فاقد هر گونه کمال ذاتیست در نتیجه اگر به آن ها عشقی هم ایجاد شود آن عشق قطعاً دوام نخواهد داشت.

این مطلب را می توان از آیه 76 سوره انعام استفاده کرد آنجا که خداوند، از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام نقل می فرماید که: إنّی لا أُحِبُّ الآفِلین؛ من اُفول کنندگان را دوست ندارم. «من» در این آیه تنها به حضرت ابراهیم علیه السلام اختصاص ندارد زیرا معنی ندارد خداوند، سلیقه ی شخصی حضرت ابراهیم علیه السلام را در قرآنی که کتاب قانون و برنامه سعادت تمام بشر تا قیامت است بیان کند حضرت ابراهیم علیه السلام، خیلی چیز ها را دوست ندارد فرضاً ایشان از فلان غذا بیزار باشد چه دلیلی دارد که در قرآن بیان شود لذا نتیجه می گیریم که «من»، در این آیه، به معنای فطرت پاک و سلیم انسان هاست، در واقع خداوند از حضرت ابراهیم علیه السلام در این آیه به عنوان سخنگویِ قوای فطری و درونی انسان ها نقل می کند که او می فرماید: "فانی محبوب نخواهد بود!"



موضوعات:شرح منازل السائرین ,

اوّلین جلسه عرفان اسلامی _ مقدّمه بحث از منزل 25 (تهذیب)

مقدّمه:

منزلِ تهذیب، بیست و پنجمین منزل سیر و سلوک و پنجمین منزلِ مرتبه معاملات است. سالک در معامله با خداوند ده منزل را سیر می کند از منزل رعایت به منزل مراقبت می رسد سپس منزل حُرمت و بعد از آن منزل اخلاص و سپس تهذیب.

تهذیب در لُغت:

چنانکه ابن فارس در مقاییس الّغه، بیان می دارد سه حرف (ه . ذ . ب) در اصلِ لغت به معنای وارستگی و عدم وابستگی و تعلّق است بر همین اساس، إهذاب به معنای پرواز سریع یا دویدن تند است که حاصل تعلّق نداشتن و سبک باری است همچنین مهذّب به معنای مُلَخَّصٌ مِنَ العُیوبِ است یعنی کسی که از عیوب، وارسته و خلاص شده است.



موضوعات:شرح منازل السائرین ,

هدف از تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام

هدف خداوند متعال از مکلّف نمودن حضرت مهدی علیه السلام به تشکیل حکومت جهانی چیست؟ اینکه امام واسطه فیض و قطبِ عالَم امکان است ارتباطی با تشکیل جامعه جهانی ندارد حتّی تبیین و ابلاغ احکام الهی نیز متوقّف بر تشکیل حکومت جهانی نمی باشد پس چه لزومی دارد امام، حاکم تمام زمین شود و حکومتی به این گستردگی در سراسر گیتی به راه اندازد؟



موضوعات:مهدویّت ,

مناظره حافظ محمد رشید با سلطان والواعظین..

اشکال: چطور شیعیان، فرزندانی از نسل حضرت علی و فاطمه سلام الله علیهما را فرزندان رسول الله صلی الله علیه و آله می‌دانند در‌ حالی‌که نسل هر انسانی تنها از طریق فرزندان ذکور و پسر او ادامه پیدا می‌کند؟!

پاسخ:
علماء خودتان روايت كرده‌ كه پيامبر صلي‌ الله‌ عليه و آله فرموده‌اند:

  1. مَعاشِرَ النّاسِ، ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِي مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلْبِ عَلِی؛ خداوند ذريه هر پيامبري را در صُلب خودش نهاده، امّا ذريه مرا در صلب علی (علیه‌ السلام) نهاده است.[1]
  2. اين دو پسر من (امام حسن و حسین علیهما السلام)، دو ريحانه دنيا هستند؛ اين دو پسرِ من، امامند؛ چه قيام كنند، چه نكنند.[2]
  3. هر حسب و نسبي روز قيامت قطع می‌شود، الّا حسب و نسب من، و فرزندان هر زني از پدرشان نسب می‌برند، الّا فرزندان فاطمه (عليها السلام) كه از من نسب می‌برند و من پدر آن‌ها هستم.[3]


موضوعات:نقد اهل سنّت ,

يکي از شاگردان مرحوم آخوند همداني به نام آية الله سيد محمد سعيد حبوبی چنين نقل مي‌کند که مرحوم آخوند همداني به زيارت امام حسين عليه السلام مشرّف شده بودند و من هم قصد داشتم به شوق زيارت امام حسين عليه السلام به کربلا مشرّف شوم، تا بالأخره توفيق نصيب شد و توانستم به وسيله يک قايق از کوفه، راهي کربلا شوم.

در بين راه، گروهي از اعراب شيعه که زوّار حضرت ابي عبد الله الحسين عليه السلام بودند، در قايق به ما ملحق شدند و مجبور شديم خيلي نزديک به هم بنشينيم.

در نزديکي من، يک عرب تنومند که لباس و بدني کثيف داشت، نشست. در بين راه به خواب فرو رفت و سنگيني بدن او روي من افتاد و مجبور شدم او و کثيفي بدن او را تحمّل کنم. او خرخر مي‌کرد و آب دهانش به روي من مي‌ريخت، چند مرتبه مي‌خواستم او را بيدار کنم ولي با خود گفتم زائر امام حسين عليه السلام است، نبايد ناراحت شود.


خداوند همه ما را دوست دارد!!

خداوند، حجاب را نه تنها در دین اسلام بلکه در همه ادیان بر زنان و مردان خصوصاً به شکل قوی‌تری بر بانوان واجب‌نموده است این قانون، بیشتر از آنکه به نفع مردان باشد به نفع بانوان است زیرا اگر در جامعه ای حجاب اسلامی رعایت نشود این باعث می‌شود شوهران ما در بیرون از منزل، با نگاه‌های آلوده، ارضاء جنسی شوند حتّی گاهی این نگاه‌ها، منجر به ایجاد علاقه‌های افراطی می‌شود که حاصل آن متلاشی شدن کانون گرم خانواده هاست پس اگر هر خانمی زیبایی‌های خودش را برای همسرش حفظ نماید هیچ شوهری اگر هم بخواهد نمی‌تواند دست از پا خطا کرده و بر همسرش خیانت کند در نتیجه اگر شوهران ما به ما خیانت می‌کنند یک طرف این خیانت، زنانی از جنس خود ما بوده‌اند که با بی‌حجابی دل شوهران ما را قبضه خود نموده‌اند.



موضوعات:حجاب و عفاف ,

نيم‌ فاصله چيست؟

"نيم‌ فاصله" به جدا‌ کردن دو حرف، بدون اينکه بين آن‌ دو، فاصله بيفتد اطلاق مي‌شود. يراي مثال دو ترکيب: «آن ها» و «آن‌ها» را با هم مقايسه کنيد؛ در حالت اوّل، بين «آن» و «ها» يک فاصله وجود دارد يعني، براي نوشتن «آن‌ ها» بين «آن» و «ها» فاصله افتاده در حالی که در «آن‌ها» بين «آن» و «ها» از نيم‌ فاصله، استفاده شده‌ است.




موضوعات:درست بنویسیم! ,
جمعه 20 تیر 1393
پنجشنبه 21 آذر 1392
یکشنبه 15 بهمن 1391
یکشنبه 15 بهمن 1391
یکشنبه 15 بهمن 1391
پنجشنبه 21 آذر 1392
پنجشنبه 09 مرداد 1393
پنجشنبه 09 مرداد 1393
یکشنبه 15 بهمن 1391
شنبه 11 مرداد 1393
1|

درباره وب


تارنمای فهادان، بازتاب دست‌نوشته‌ها و روزنوشت‌های مسعود رضانژاد فهادان 09132653225 fahadan.org@gmail.com

ثبت نام سریع

نام شما
نام کاربری
رمز عبور
تکرار
پست الکترونیک
کد امنیتی

ورود به سیستم

نام کاربری
رمز عبور

آمار و بازدید

بازدید های امروز: 643
بازدید های دیروز : 1765
بازدید این ماه : 46623
بازدید های امسال : 46623
بازدید های کل : 46623
افراد آنلاین : 1
تعداد مطالب: 13
تعداد کاربران : 3